تبليغاتX
ايثــار

 

 

ابر وباد و مه وخورشید و فلک درکارند،

تا تو اراده کنی و به خدا برسی ....................

 

 

 

+ نوشته محمّد علي شفيعي در یکشنبه یکم آذر 1388 و ساعت 8:56 |


 

"لولم یخلق علی  لم یکن لفاطمة  کفو"

هر گاه علی آفریده نمی شد، کسی  که لایق همسری فاطمه باشد وجود  نداشت

 

 

اول ذیحجه ، روز  ازدواج امام علی با حضرت فاطمه و روز ازدواج مبارک باد .

 

 

 

 

+ نوشته محمّد علي شفيعي در جمعه بیست و دوم آبان 1388 و ساعت 14:31 |

 

انتظار را از یاد نبریم ..........

 

انتظار یعنی "انتظار" آقا(عج) از آدمها .....

انتظار یعنی اینکه امام(عج) هنوز........ منتظر ماست که آدم شویم ....... یعنی اینکه او هنوز منتظر است که ما ظهور کنیم و حاضر باشیم ، نه اینکه یک نفرحاضر باشد و بقیه غایب !

انتظار یعنی انسان را انسان دیدن ....... نه پول و منافع و ...

انتظار یعنی اشکهای تنهایی را دیدن و آه بغض دل شکسته ای را شنیدن .

اتنظاریعنی دست یاری را سوی زمین خورده ای دراز کردن . ....

انتظار یعنی ........

نه ! این همه کارما نیست. توقع خیلی بزرگی از ما دارند .

پایمان در گل فرو رفته و این دنیای بی همه چیز بدجوری ما رو قورت داده .

آخه مگه میشه گوشمان را به ندای کمک مظلومی ببندیم ، بعد با صدای بلند شعاربدیم که : "آقای ما آماده ایم آماده !" که به فریاد هل من ناصر ینصرنی تو جواب دهیم ..............؟؟؟!!!

اصلاً انتظار یعنی کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا ...

امام زمان در کربلا ، آنهایی که حق مردم بر گردنشان بود را جواب کرد. گفت : شفاعت من به شما نمی رسد .................

می گویند : شجاعترین افراد کسانی هستند که که حسابشون با خدا صافه صافه . یعنی تنها ترسشون ، اخم کردن خداست. یعنی تو کره زمین بین این چند میلیارد آدم چند نفر حسابشون سفیده ؟؟

یک وقتی می خواستم بدونم این " همت " که این همه از اوصافش می گند ...... از شجاعتش ، از مردانه بودنش ، از بزرگیش ... سردار بزرگ خیبر و سردار سر لشگر و فرمانده تیپ 27 محمد رسول الله و ... موقع شهادتش چند سال داشته ؟؟ بالاخره دونستم ...... فقط 28 سال ...................

ما خیلی خودمون و کوچیک کردیم ، خیلی ....... بدی ازسرو رویمان می بارد ..............

 یادمه معلمای قدیم وقتی شاگرد درشت هیکل رو می خواستند تنبیه کنند ، می گفتند : از هیکلت گنده ات خجالت بکش ! حالا این ، حال وضع ما شده ...........

ولی خودمونیم ، یعنی میشه امیدوار بود ؟

یعنی تنهایی های نا تمام ، تموم می شه ؟..... دلتنگیها تموم می شه؟ .... سکوتهای زجر آور تموم می شه ؟...... این بغض های کهنه مانده درگلو .... این بیقراریهای اضطراب آور......... حق خوری ها ، نا عدالتی ها ، نا بسامانی ها ...... بی کسی ها .....  

یعنی میشه دل شکستنها تموم بشه ؟؟؟؟؟

 

 

+ نوشته محمّد علي شفيعي در شنبه هفدهم مرداد 1388 و ساعت 12:23 |

 

 حق با کیست؟؟

 

پس از خلافت حضرت علی(ع) طلحه و زبیر که از اصحاب بزرگ پیامبر بودند در جنگ صفین به همراه عایشه همسرپیامبر(ص) درجبهه مقابل قرار گرفتند ."حارث ابن حوط رانی"از امام پرسید: آیا ممکن است طلحه وزبیر به راه باطل بروند؟  امام (ع) انسانها را از قید وبند افراد وکیش شخصیت آزاد کرده و می فرمایند:

ای حارث راستی امر بر تو مشتبه شده است .

به درستی که حق وباطل با مردم شناخته نمی شود ، حق را بشناس تا اهلش را بشناسی و باطل را بشناس تا اهل آن را بشناسی .

 

 

+ نوشته محمّد علي شفيعي در پنجشنبه یکم مرداد 1388 و ساعت 17:45 |

 

خاتمي ، ميرحسين ، عوامل اغتشاشات

 

جاي بسيار تعجب و شگفتي است كساني كه شعار زنده باد مخالف من ، مدنيت ،تسامح و تساهل ، قانونگرائي آنان گوش فلك را كر كرده است امروز پيش قراول بي قانوني و قانون گريزي شده اند .

بالاخره اطرافيان تندرو جناب موسوي زهر خود را ريختند و عقده خود را باز كردند . حال چنين فردي چگونه مي خواست دررأس قوه مجريه قرار بگيرد و با قانون گريزي مبارزه كند (چيزي كه جناب موسوي به خاطر آن احساس خطر كرده بود !!! )، و مملكت را اداره كند خدا مي داند !!

اصلاً شروع كننده اين جريان همين" زوج شر" است . وقتي كه كسي كه دم از اخلاق سياسي مي زند با بي پايه ترين اتهامات عليه رئيس جمهور حرف مي زند ودر مقابل بي حرمتي و توهين به شخص دوم مملكت لبخند مي زند آيا نبايد به رفتار نفاق گونه او شك كرد ؟

كسي كه اينگونه از نتيجه قانوني انتخابات برآشفته مي شود و در مقابل قانون مي ايستد نبايد به دروغ بودن احساس وظيفه كردن اودر مقابل قانون گريزي شك كرد؟ آيا كسي كه بر خلاف آنچه كه ولايت فقيه انتظار دارد ، انجام مي دهد ، نبايد به اصل التزام به ولايت فقيه او شك كرد ؟

از همان اول كه احزاب حمايت كننده موسوي شناخته شد ، كساني كه ماهيت و سوء سابقه آنها را مي شناختند احتمال تكرار وقايع تلخ دوران اصلاحات مانند حادثه کوی دانشگاه، را در صورت پیروزی مي دادند. و چقدر خداوند به اين مردم ونظام تفضل داشته است كه مملكت دست اينگونه افراد بي ظرفيت نيفتاده است كه اصلاً اعتقادي به نظر مردم ندارند .

 اگر جناب ميرشر ! سكوت 20 ساله خود را ادامه مي داد بهترين خدمت را به مردم كرده بود . كاش جناب خاتمي بعد از آن افتضاحي كه در دوران اصلاحات به بار آوردند و مردم آنها را از همه جا بیرون راندند و روي گرداندند ، حيا مي كرد و گوشه اي  مي رفت و براي اطرافيانش حرفهاي صدتا يه غاز مي زد.

كاش احمدي نژادهمان موقع كه به رئيس جمهور اهانت شد قانون( طبق قانون جريمه اهانت به رئيس جمهور 6 ماه زندان است ) را اجرا مي كرد تا كار به اينجا نمی  رسید . و  البته ای كاش احمدي نژاد در روز 23 خرداد به عنوان رئيس جمهور 70 ميليون جمعيت ، مهربانانه با همه حرف مي زد .

 البته هرچند مردم هزينه اي گزاف پرداخت كرده اند ولي چهره سياه و منافقانه آنها در پشت نقاب مخملين آزادي و مدنيت آشكار شده است و همگان پي به نيت هاي شوم آنها بردند .همه فهميدند كه در پس شعار مردم سالاري و احترام به اكثريت چيزي جز ايستادن مقابل 24 ميليون رأي و نظر مردم نيست .

به نظر من عامل اصلي اغتشاشات و بي امني كشورهمين دو نفر است . در حالي كه مردم حتي آنهايي كه به ميرحسين رأي داده بودند نتيجه انتخابات را پذيرفته بودند، خاتمي جزو اولين افرادي بود كه نتيجه انتخابات را نپذيرفت وبارها با سخنان عجولانه و اتهامات بي اساس وبي سند به كمك ميرحسين آمد و وجود تقلب را در انتخابات القا کرد و صراحتاً خواستار ابطال رأي گيري شد .جناب ميرحسين هم كه با اولين بيانيه خود آتش آشوب را روشن كرد .او با سخنان تند واتهامات بي اساسي دولت و صداوسيما را به جادوگري براي انتخاب احمدي نژاد متهم ساخت .و دولت را دروغگو خواند ونتيجه انتخابات را موجب تزلزل ارکان نظام مقدس جمهوری !!! خواندودر آخر آب پاكي را ريخت  و گفت : "تسلیم این صحنه‌آرایی خطرناک نخواهم شد" .پس از آن بيانيه هاي تحريك آميزي كه از طرف اوصادر شد راه را براي يك اغتشاش و درگيري ايجاد كرد .در اين ميان گفته ها و نامه هاي تحريك آميز اطرافيان جناب ميرحسين همچون كروبي ،تاج زاده و ابطحي نيز هيزم اين آتش را زيادتر كرد .(اگرچه سخنان پي درپي هاشمي رفسنجاني عليه دولت مبني بر عدم صلاحيت وزارت كشور براي اجراي انتخابات و هشدار امنيتي شدن انتخابات و ...  از مدتها قبل فضا را براي ايجاد شبهه افكني و ترديد از سلامت انتخابات آماده كرده بود و تأثير زيادي داشت ).

با وجود درگيريهاي بوجود آمده در شبهاي اول بعد از اتمام رأي گيري و امر مقام معظم رهبري مبني برحفظ آرامش وپيگيري اعتراض از طريق مراجع قانوني ، آنها باز برطبل جنگ عليه دولت و نتيجه انتخابات كوبيدندو موسوي در بيانيه اي مردم را دعوت به راهپيمايي كرد كه مجوزش صادر نشده بود .همان روز بيم آن مي رفت كه درگيري و اغتشاش ايجاد شود و همان هم شد .موسوي و خاتمي در آن جمع رفتند و مي خواستند ازفاجعه اي كه خودشان بوجود آورده بودند جلوگيري كنند اما نشد .

بعد از اين همه اغتشاش و ناامني و كشته شدن 7 نفر تازه آقايان پي به گندكاري خودشان پي برده اند وتازه يادشان افتاده كه بايد از راه قانوني اقدام كرد.

من فكر مي كنم اگر قرار باشد وزارت اطلاعات عوامل اين نا مني ها را بيابد،  بايد ابتدا خاتمي و ميرحسين را دستگير كند . اگر سخنان تحريك آميز وكودكانه آنان نبود فضا براي اغتشاش مهيا نمي شد .

همه مي دانند كه اظهارات موسوي و اطرافيانش چيزي جز جوسازي براي گريز از شكست نيست .اگر موسوي دلائل و مدارك قوي براي اثبات تقلب داشت و مي دانست كه به راحتي مي تواند با ارائه آن به خواسته هاي خود مي رسد ، حاضر به ايجاد هياهو و آشوب نبود .

مردم بعد ازاين حوادث شخصيت ، عملكرد، منش و ماهيت درون آنان را شناخت و سابقه بد و تاريكي ازجناب ميرحسين و خاتمي در ذهنشان خواهد ماند . كاش رأي گيري دوباره انجام شود تا عكس العمل مردم را ببينند .

 

 

+ نوشته محمّد علي شفيعي در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 و ساعت 18:58 |

 

ميزان رأي ملت شد !

بازنده و برنده اصلي

  بعضي از آدمها خيلي خودشونو تحويل مي گيرند . گاهي هم خيلي جو زده مي شوند و خودشونو نماينده 70 ميليون جا مي زنند و مي خواهند كه بجاي اكثريت تصميم بگيرند.

حكايت  آدمهايي  است كه بعد از اينكه بارها مردم حسابي آنها را تنبيه كردند و از همه جا بيرونشون كردند ، با توسل به دروغ و مكر و جوسازي و تخريب مي خواستند كه خود را به مردم تحميل كنند . ميرحسين موسوي هم از همين آدمها ضربه خورد . دوستي خاله خرسه ا ي كه چهار سال پيش هم با آقاي هاشمي هم داشتند . موسوي اگر از همان اول موضعش را با احزاب و مردم مشخص مي كرد امروز كار به اينجا نمي كشيد . كساني كه از آقاي موسوي حمايت مي كردند ، حتي قائل به نظام جمهوري اسلامي نيستند و بارها اين  را نشان داده اند تا چه برسد به التزام به ولايت فقيه و قانون اساسي .حال چگونه مردم به اين افراد معلوم الحال اعتماد مي كردند و زمام امور كشور را به اين افراد كه احترامي به رأي مردم قائل نيستند مي سپردند ؟ همين كساني كه امروز شعار مردم سالاري را در بوق كرده اند ، هماني هستند كه در اوايل انقلاب با رأي و رفراندوم مردم و نظر امام(ره)مخالف بودند .

بايد گفت كه اين افراد چنان سابقه سياه و بدي در ذهن مردم به جا گذاشته اند كه هر زمان از كسي حمايت كرده اند مردم بناچار براي تكرار نشدن گذشته قيد انتخاب كانديداي مورد نظر آنها را زده اند . كساني كه روزي مقابل ميرحسين ايستادند و او را تخريب كردند امروز هم با حمايت از او زهر خود را ريختند و چنين فضاي كثيفي را ايجاد كردند. من فكر مي كنم يكي از عوامل شكست  آقاي موسوي اطرافيان او بودند كه هيچ كس دل خوشي از آنها ندارد . كساني كه در گذشته آقاي هاشمي سردار سازندگي مي خواندند و قصد تمديد سه باره مدت رئيس جمهوري براي ايشان را داشتند ، در دولت اصلاحات مقابل او ايستادند و با توطئه اي شخصيت او را مورد سوآل بردند و باحمله اي همه جانبه او را تخريب نمودند . و با گذشت زماني ديدند كه منافعشان در خطر است با پر روئي تمام در پشت هاشمي پناه گرفتندتا به آرزوهاي شوم خود برسند .

 امروز براي چندمين بار مردم به آنها " نه " گفتند و از عرصه سياست بيرونشان كردند .

خود آقاي خاتمي كه اين روزها در سخنرانيها مي خواست تلقين كند كه اكثريت مردم با آنها هستند توصيه مي كرد كه همه در انتخابات حضور داشته باشند كه نگذاريم اقليت! بر اكثريت ! حاكم شوند . جالب و جاي تعجب است كه اين واژه ها و اين نوع تبليغ و جوسازي ها همچون:" اكثريت خاموش" ، "حاكميت اقليت " بارها در زمان حاكميت  اصلاح طلبان كه مجلس ، دولت ، شوراها راهمزمان در اختيار داشتند هم تكرار مي شد  .حالا هيچ كس نمي دونه با چه حسابي 17 ميليون 4 سال پيش  و 24 ميليون الان را اقليت حساب مي كنند . حال خدا نكند كه مثل گذشته با رأي مردم برخوردنامناسبي داشته باشند يا به شعور مردم اهانت شود.هرچند با سابقه اي كه آنها دارند در 4 سال آينده هم باز يك مسئله بسيار بس اهميتي مثل گوجه فرنگي را علم خواهند كرد وبر سر ملت و دولت خواهند كوفت . آقاي قرائتي جايي مي گفتند : كانديدايي در انتخابات گذشته مجلس،قبل از رأي گيري مردم را ملت قهرمان خطاب مي كرد ولي بعد از رأي نياوردن ملت را "اين توده ناآگاه " خواند .

توصيه مردم اين است كه وقت آن رسيده كه به فهم و شعور ملت احترام واقعي بگذارند .

كسي كه براي رضاي خداوند كاري انجام دهد ديگر حزب و گروه برايش مطرح نيست . اگر كساني توانايي انجام كار بهتر دارند بايد بدون درنظر گرفتن مصالح هم حزبي هايش وارد ميدان خدمت شوند. وگرنه سنگ اندازي نكنند و چوب لاي چرخ دولت نگذارند كه فعاليت عليه دولت يعني مقابله با 70 ميليون نفر .  

 من فكر مي كنم بازنده واقعي اين دوره انتخابات همين گروه افراطي هستند و برنده واقعي و اصلي حضرت امام (ره) و شهدا هستند كه فضاي چنين آزاد و سالمي را براي مردم ايجاد كرده اند كه بتوانند آزادانه سرنوشت خود را انتخاب كنند .

 و مکرو و مکرالله و الله خیر الماکرین

بدين رواق زبرجد نوشته اند به زر

كه جز نكوئي اهل كرم نخواهد ماند

 

+ نوشته محمّد علي شفيعي در شنبه بیست و سوم خرداد 1388 و ساعت 18:39 |