تبليغاتX
برخی از دغدغه های من

به یاد پدر مظلومم........

او را گذشته ای است ، سزاوار احترام ...

انصاف می دهم كه پدر رادمرد بود
با آنهمه درآمد سرشارش از حلال
روزی كه مرد ، روزی یكسال خود نداشت
اما قطارهای پر از زاد آخرت
وز پی هنوز قافله های دعای خیر


او یك چراغ روشن ایل و قبیله بود
خاموش شد دریغ
نه ، او نمرده ، میشنوم من صدای او

نه او نمرده است كه من زنده ام هنوز
او زنده است در غم و شعر و خیال من


 

+ نوشته محمّد علي شفيعي در شنبه دوازدهم شهریور 1390 و ساعت 23:54 |
 

قسمتهایی از نامه امیرالمومنین علی (ع) به عثمان بن حنیف انصاری (کارگزار حضرت در بصره) که حاوی نکاتی نغز پیرامون نحوه تعامل مدیران دولتی با مهمانی های پر زرق و برق است.

امام علی(ع) می فرماید:

"اي پسر حنيف، به من گزارش دادند، مردي از سرمايه داران بصره تو را به مهماني خويش فرا خواند و تو به سرعت به سوي آن شتافتي، خوردني هاي رنگارنگ براي تو آوردند و كاسه هاي پر از غذا پي در پي جلوي تو نهادند، گمان نمي كردم مهماني مردمي را بپذيري كه نيازمندانشان بواسطه ستم محروم شده و ثروتمندانشان بر سر سفره دعوت شدند. انديشه كن در كجايي و بر سر كدام سفره ميخوري؟"

"سوگند به خدا! من از دنياي شما طلا و نقره اي نيندوخته و از غنيمت هاي آن چيزي ذخيره نكرده ام، بر دو جامه كهنه ام جامه اي نيفزودم، و از زمين دنيا حتي يك وجب در اختيار نگرفتم، و دنياي شما در چشم من از دانه درخت بلوط ناچيز تراست.
من اگر مي خواستم، مي توانستم از عسل پاك و از مغز گندم و بافته هاي ابريشم براي خود غذا و لباس فراهم آورم، اما هيهات كه هواي نفس بر من چيره گردد.
آيا به همين رضايت دهم كه مرا اميرالمومنين خوانند و در تلخي هاي روزگار با مردم شريك نباشم و در سختي هاي زندگي الگوي آنان نگردم؟"

"از خدا بترس اي پسر حنيف! و به قرص هاي نان خودت قناعت كن، تا تو را از آتش جهنم رهايي بخشد."

 

+ نوشته محمّد علي شفيعي در چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390 و ساعت 18:31 |

هر جای دنیایی دلم اونجاست...

هرجای دنیایی دلم اونجاست

من کعبمو دور تو میسازم

من پشت کردم به همه دنیا

تا رو به تو سجاده بندازم

هر روز حسم تازه تر میشه

غرق تو میشم بلکه دریاشم

بیزارم از اینکه تمام عمر

از روی عادت عاشقت باشم

گاهی پرستیدن عبادت نیست

با اینکه سر رو مهر میزاری

گاهی برای دیدن عشقت

باید سر از رو مهر برداری

یک عمر هر دردی به من دادی

حس میکنم عین نیازم بود

جایی که افتادم به پای تو

زیباترین جای نمازم بود

هرجای دنیایی دلم اونجاست......

روزبه بمانی

 

+ نوشته محمّد علي شفيعي در چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390 و ساعت 20:10 |

به دنبال حيا و غيرت در ساختمان پزشكان

امام صادق (ع) می فرماید: «لَا إِیمَانَ لِمَنْ لَا حَیَاءَ لَه‏» کسی که حیا ندارد ایمان ندارد.از آنجایی که ایمان در حوزه فردی، شرط لازم برای تشکیل حکومت دینی می باشد و حیا با ایمان نسبتی مستقیم دارد، شرط تثبیت و بقای حکومت دینی به حیای تک تک آحاد جامعه بستگی دارد.

از این جهت است که محور تمام برنامه ریزی های دشمنان بر علیه نظام جمهوری اسلامی و منقلب کردن انقلاب اسلامی "حیازدایی" بوده و به هر قیمتی فراگیر کردن بی حیایی را در دستور کار خود قرار داده اند.

اما متاسفانه در سالهای اخیر، نهادهای آموزشی و رسانه های ابواب جمعی و در راس آنها صدا وسیما، نه تنها در راستای آموزش حیاورزی و تقویت آن تلاشی محسوس و قابل ذکری نکرده اند که بعضا آب در آسیاب دشمن ریخته و ناخواسته اما خالصانه قسمتی از بار ایشان را به دوش مبارک متحمل شده اند.

دراصطلاح ادبیات سینمای دینی؛ "طنز زشت" به برنامه هایی اطلاق می شود که در قالب طنز به ارزشها هجوم آورده و ضد ارزش را در فرهنگ سازی به جای ارزش قبلی توجیه میکند که به صورت القای غیر مستقیم و با نفوذ در ضمیر ناخودآگاه مخاطبین، این جابجایی انجام می گیرد.

وقتی در "طنز زشت" ساختمان پزشکان، مردی همواره نظاره گر همسر خود بهنگام مسخره شدن به دست دیگران است و غیرت نداشته خود را قی می کند؛ باید برای نسل بعدی متاثر از رسانه ملی تاسف خورد.

وقتی در سریال هایی مانند ساختمان پزشکان، هرگز فردی برای ورود به منزل دیگری خبر نمی کند و یا اصطلاحا "یا الله" نمی گوید و مرد خانواده به سادگی با این قضیه کنار می آید و آقای ضرغامی هم مانند دیگر عوام جامعه به این "طنز زشت" می خندد، باید برای بی غیرتی نسل بعدی نگران شد.

وقتی مردی برای همسر خود جشن تولدی با حضور مردان نامحرم می گیرد و از کادوی شال قرمز یک نامحرم به همسر خود تنها گلایه مند می شود که این کم است، باید برای آقای ضرغامی برای القای این بی غیرتی ها طلب مغفرت کرد.
دشمنان اسلام باید از بهنام ها بابت این القائات بی غیرتی تشکر کنند ولی جامعه مسلمان باید هوشیار باشد و در صورت خواب بودن مسئولین در چنین مواقعی، متوجه این شیطنت های حتی ناخواسته افراد شده و از مسئول دستگاه برخورد مناسب را طلب کنند.

ساختمان پزشکان تنها نمونه ای از به نمایش گذاشتن بی غیرتی ها و بی عفتی ها در صدا و سیما و سینما در نظام جمهوری اسلامی است.

شایسته است افردا زبونی که عاجزند از تئوریزه کردن مفاهیم قرآنی و نمایش آن در قالب هنر و القای غیر مستقیم آن به جامعه، از پذیرفتن مسئولیتهای خطیر حذر کنند./الف

 

+ نوشته محمّد علي شفيعي در سه شنبه چهارم مرداد 1390 و ساعت 13:39 |

 

 

 

عقلهای تاریک همیشه مغلوب دلهای روشن اند ..............

 

 

 

 

+ نوشته محمّد علي شفيعي در جمعه بیست و چهارم تیر 1390 و ساعت 11:38 |

  

اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت

باقی همه بیحاصلی وبی خبری میرود ............!

هر گنج سعادت که خدا می دهد به کس

از یمن دعای شب و ورد سحری بود .... 

 

+ نوشته محمّد علي شفيعي در جمعه بیست و ششم فروردین 1390 و ساعت 21:13 |

 

دومین سال نو ، بدون پدر ................

عيدتون مبارك

 

 

+ نوشته محمّد علي شفيعي در شنبه بیست و نهم اسفند 1388 و ساعت 10:22 |

 

ابر وباد و مه وخورشید و فلک درکارند،

تا تو اراده کنی و به خدا برسی ....................

 

 

+ نوشته محمّد علي شفيعي در یکشنبه یکم آذر 1388 و ساعت 8:56 |


"لولم یخلق علی  لم یکن لفاطمة  کفو"

هر گاه علی آفریده نمی شد، کسی  که لایق همسری فاطمه باشد وجود  نداشت

 

اول ذیحجه ، روز  ازدواج امام علی با حضرت فاطمه و روز ازدواج مبارک باد .

 

+ نوشته محمّد علي شفيعي در جمعه بیست و دوم آبان 1388 و ساعت 14:31 |

 

انتظار را از یاد نبریم ..........

 

انتظار یعنی "انتظار" آقا(عج) از آدمها .....

انتظار یعنی اینکه امام(عج) هنوز........ منتظر ماست که آدم شویم ....... یعنی اینکه او هنوز منتظر است که ما ظهور کنیم و حاضر باشیم ، نه اینکه یک نفرحاضر باشد و بقیه غایب !

انتظار یعنی انسان را انسان دیدن ....... نه پول و منافع و ...

انتظار یعنی اشکهای تنهایی را دیدن و آه بغض دل شکسته ای را شنیدن .

اتنظاریعنی دست یاری را سوی زمین خورده ای دراز کردن . ....

انتظار یعنی ........

نه ! این همه کارما نیست. توقع خیلی بزرگی از ما دارند .

پایمان در گل فرو رفته و این دنیای بی همه چیز بدجوری ما رو قورت داده .

آخه مگه میشه گوشمان را به ندای کمک مظلومی ببندیم ، بعد با صدای بلند شعاربدیم که : "آقای ما آماده ایم آماده !" که به فریاد هل من ناصر ینصرنی تو جواب دهیم ..............؟؟؟!!!

اصلاً انتظار یعنی کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا ...

امام زمان در کربلا ، آنهایی که حق مردم بر گردنشان بود را جواب کرد. گفت : شفاعت من به شما نمی رسد .................

می گویند : شجاعترین افراد کسانی هستند که که حسابشون با خدا صافه صافه . یعنی تنها ترسشون ، اخم کردن خداست. یعنی تو کره زمین بین این چند میلیارد آدم چند نفر حسابشون سفیده ؟؟

یک وقتی می خواستم بدونم این " همت " که این همه از اوصافش می گند ...... از شجاعتش ، از مردانه بودنش ، از بزرگیش ... سردار بزرگ خیبر و سردار سر لشگر و فرمانده تیپ 27 محمد رسول الله و ... موقع شهادتش چند سال داشته ؟؟ بالاخره دونستم ...... فقط 28 سال ...................

ما خیلی خودمون و کوچیک کردیم ، خیلی ....... بدی ازسرو رویمان می بارد ..............

 یادمه معلمای قدیم وقتی شاگرد درشت هیکل رو می خواستند تنبیه کنند ، می گفتند : از هیکلت گنده ات خجالت بکش ! حالا این ، حال وضع ما شده ...........

ولی خودمونیم ، یعنی میشه امیدوار بود ؟

یعنی تنهایی های نا تمام ، تموم می شه ؟..... دلتنگیها تموم می شه؟ .... سکوتهای زجر آور تموم می شه ؟...... این بغض های کهنه مانده درگلو .... این بیقراریهای اضطراب آور......... حق خوری ها ، نا عدالتی ها ، نا بسامانی ها ...... بی کسی ها .....  

یعنی میشه دل شکستنها تموم بشه ؟؟؟؟؟

 

 

+ نوشته محمّد علي شفيعي در شنبه هفدهم مرداد 1388 و ساعت 12:23 |