
توجه مفرط به آتش زدن و میخ در و تازیانه مثل این است که فقط شهادت سردار را ببینیم که چگونه مظلومانه و غریبانه شهید شد ...
و بسنده کنیم به اینکه او فرمانده شجاع و مخلص و مردمداری بود ... بی آنکه بدانیم و بخواهیم بشناسیم که سردار چه هدفی داشته ؟
آرمانش چه بوده ؟
مرادش که بوده ؟
برای چه آسایش زندگی و خواب و خوراک را بر خود حرام کرده بود ؟!
دغدغه اش .. اعتقادش .. سینه سپر کردنهایش مقابل سپاه کفر و نفاق ..
سالها آواره بیابانها.. و بودن در خط مقدم معرکه جنگ و مبارزه با باطل و ...
براستی چرا فاطمه (س) سپر بلای حیدر کرار میشود ؟!
چرا فاطمه خود مدافع حرم میشود ؟!
و چرا ............ ؟!
گریه کردن صرف برای روضه ی پشت در ماندن فاطمه (س) و مصیبت جانکاه ایشان ...علی را همچنان تنها و دست به زانو در کنج خانه نگه خواهد داشت و ذوالفقار در نیام ....