چه در دل من!چه در سرتو
من از تو رسیدم به باور تو
 
تو بودی و من به گریه نشستم برابر تو
بخاطر تو به گریه نشستم بگو چه کنم
 
 با تو  شوری در جان ، بی تو جانی ویران
از این  زخم پنهان ، می میرم
 
 نامت در من باران ، یادت در دل طوفان
 با تو امشب پایان می گیرم
 
نه بی تو سکوت ، نه بی تو سخن
 به یاد تو بودم ، به یاد تو من
 
ببین غم تو  رسیده به جان و دویده به تن
ببین غم تو رسیده به جانم بگو چه کنم
 
با تو شوری در جان، بی تو جانی ویران
 از این زخم پنهان  می میرم ..........
 
+ نوشته محمّد علي شفيعي در جمعه شانزدهم مرداد ۱۳۹۴ و ساعت 12:48 |

بی تو به سامان نرسم ای سر و سامان همه تو
ای به تو زنده همه من ای به تنم جان همه تو

من همه تو، تو همه تو، او همه تو، ما همه تو
هر که و هرکس همه تو، این همه تو آن همه تو

من که به دریاش زده ام تا چه کنی با دل من
تخت تو و ورطه تو ساحل و طوفان همه تو

ای همه دستان ز تو و مستی مستان ز تو هم
رمز میستان همه تو راز نیستان همه تو

شور تو و آواز تویی، بلخ تو شیراز تویی
جاذبه شعر تو و جوهر عرفان همه تو

زنده یاد حسین منزوی

 

+ نوشته محمّد علي شفيعي در یکشنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۴ و ساعت 23:44 |

ما نعره زدیم و نم نمک ناله زدند،
  آرام به لحظه ای طریق صد ساله زدند....
   تسبیح به لب، ذکر خدا، نافله... لیکن با عشق
  در وادی بی کسی باده چونان واله زدند...

ما سینه زدیم و بی صدا باریدند،
از هر چه که دم زدیم...آنها دیدند
  ما مدعیان صف اول بودیم
           از آخر مجلس شهدا را چیدند............

 

+ نوشته محمّد علي شفيعي در جمعه نهم مرداد ۱۳۹۴ و ساعت 13:6 |

 

درد من ، طبیب من ، دوای من خدای من 


بر در خانه تو ،  هدیه  نا قابل من 
ذکر من ، ناله من ، دعای من ، خدای من 

این تو و کرامت و بزرگی و عنایتت 
این من و جرم من و خطای من خدای من 

تو مرا صدا زدی «  بنده من ،  بنده من  »
من تو را صدا زنم «  خدای من،  خدای من »

« یا عبادی الذین اسرفوا »  کلام توست 
« ربنا اغفر لنا » ندای من ،  خدای من 

جز تو کس ندارد ای با خبر از راز همه 
خبر از گریه بی صدای من ،  خدای من 

 

+ نوشته محمّد علي شفيعي در دوشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۴ و ساعت 18:17 |

 

خدایا ! به من ایمانی بده تا خودم را در مسند قضاوت نبینم ...... و عجولانه و با شتاب برای دیگران حکم صادر نکنم که بعد دچار عذاب وجدان شوم ........

خدایا ! به من اختیار کامل عقل بده تا در لحظه های سخت تصمیمی درست بگیرم که تا بعد سخت پشیمان نشوم .............

خدایا ! به من نعمت صبر و تحمل گذر زمان عنایت کن ... تا از وقتهایی که از قضاوت و تصمیم درست عاجزم رهایی و خلاصی یابم........

 

+ نوشته محمّد علي شفيعي در جمعه دوم مرداد ۱۳۹۴ و ساعت 11:19 |
 

شهر، بوی اجابت گرفته !  بوی پرواز ! ...... بوی سعادت..............
 و ما ، همه محتاج دعای خیر همدیگر هستیم ...........
 شاید اجابت دعایمان، گره خورده باشد به اجابت دعای دیگری.............
 از بدیهای هم بگذریم و برای هم دعا کنیم  و یادمان باشد  کسی هست، که همیشه برای دلهای ما عافیت طلبیده و به جای ما استغفار کرده، تا صدای امن یجیبمان به گوش عرش برسد.............
 کسی هست که دستش را از روی قلبمان بر نمیدارد و نگاهش همیشه بدرقه ی راهمان است..........
کسی هست، که نه فقط شبهای قدر، که هر شب، واسطه ی اجابت ما می شود نزد خدا ...........
 کسی که اگر بیاید، همه مستجاب الدعوه ایم..........
 دعا کنیم، برای پایان این فراق و چشیدن طعم شیرین وصال ..........
" اللهم عرفنا حجتک و اجعلنا من انصاره و اعوانه ".............

 

+ نوشته محمّد علي شفيعي در جمعه دوم مرداد ۱۳۹۴ و ساعت 1:45 |