پارسال اینموقع مادرم زنده بود

صبح طبق معمول نون سنگک رو از فریزر درآوردم و بردم برای صبحونه ش

خیلی دوست داشت که صبحونه ش رو من آماده بزارم

می گفت مزه ی دیگه ای داره وقتی تو صبحونه بدی

کتری هم روی اجاق گاز

یه نگاه بهش و عمق دلم آرام که امروزم مادرم هست

اما امروز نه از مادرم خبری هست و نه عادت همیشگی من ..

و سکوت زجرآوری که در خانه حکمفرماست .... سکوت و سکوت

مادرم ....................

+ نوشته محمّد علي شفيعي در شنبه دوازدهم مهر ۱۴۰۴ و ساعت 8:16 |