چه در دل من!چه در سرتو
من از تو رسیدم به باور تو
 
تو بودی و من به گریه نشستم برابر تو
بخاطر تو به گریه نشستم بگو چه کنم
 
 با تو  شوری در جان ، بی تو جانی ویران
از این  زخم پنهان ، می میرم
 
 نامت در من باران ، یادت در دل طوفان
 با تو امشب پایان می گیرم
 
نه بی تو سکوت ، نه بی تو سخن
 به یاد تو بودم ، به یاد تو من
 
ببین غم تو  رسیده به جان و دویده به تن
ببین غم تو رسیده به جانم بگو چه کنم
 
با تو شوری در جان، بی تو جانی ویران
 از این زخم پنهان  می میرم ..........
 
+ نوشته محمّد علي شفيعي در جمعه شانزدهم مرداد ۱۳۹۴ و ساعت 12:48 |