کتابهای پدرم رو وقف حوزه علمیه کردم ...... کتابخانه ای که حاصل یک عمر خریدن و جمع آوری آن بود .... یه مدتی ذهنم مشغول شده بود به اینکه کجا بهتر است که کتابهای ارزشمند پدر خدابیامرزم رو اهدا کنم که استفاده شود و گوشه ای خاک نخورند .... مکانهای مختلفی به ذهنم می اومد ولی حوزه در بین انتخابهایم نبود ....... اداره اوقاف که رفتم قضیه رو در میان گذاشتم پیشنهاد دادند که به حوزه وقف شود .... از پیشنهادشون استقبال کردم .... چون حوزه جای طلبه هایی است که اهل مطالعه هستند بخصوص کتابهای مذهبی و دینی ....و ایشان ارزش کتابها رو می دونن ......
مدتی گذشت دیدم از اوقاف خبری نشد .... یکی از دوستانم پیشنهاد داد که خودم مستقیما کتابخانه را به حوزه تحویل دهم و وقفشان کنم .... قبول کردم و با روحانی مسجد محله مان که خود مدرس حوزه می باشد دراین باره صحبت کرد ... بسیار استقبال خوبی کردند ..... و چون پدرم رو از نزدیک می شناختند این کار را باقیات الصالحاتی برای ایشان دانستند ..... و نثار روح ایشان رحمتی فرستادن .......
گرچه سخت بود جدا کردن کتابها را از قفسه ها و اتاق و خانه پدرم که سالها جلوی چشمانمان بود و یادگار پدر بود ولی عقل حکم می کرد که برای خیر رساندن به روح پدرم و راضی بودن ایشان از فرزندان خود این عمل خدا پسندانه رو انجام دهیم ..........
به امید اینکه خدا از روح پدر و فرزندان راضی و خشنود باشد ...... و عمل خیری در دفتر آخرت ما ثبت شود ... ان شاءالله