همکارام و اغلب دوستام به من می گویند تو ساده ای ....!! وقتی که با این توصیف اونها مواجه می شم نمی دونم باید خوشحال باشم یا ناراحت ؟!! بعدا که درباره این موضوع فکر می کنم می بینم که ساده بودن بهتر از دورویی و ریاکاری و ... و این صفت رو مثبت می دونم تا منفی ....
پدر خدا بیامرزم هم انسان ساده ای بود ..... خیلی ساده ....سادگیش از دلمشغولی هایش نشئط گرفته بود ....دین و مذهب و ائمه اطهار(ص) و انقلاب تنها دلمشغولی های پدرم بود ..... دیگر به چیز دیگری اهمیت نمی داد ... نگاهش توی کتاب و دفتر و قرآن بود .... به زندگی دیگران کاری نداشت ...غیبت کسی رو نمی کرد ...همین سادگیش باعث شده بود مردم یک احترام خاصی برایش قائل باشند .... و هنوز هم بعد از سالها از رفتنشان همچنان همینطور هست ................. بگذریم ...
من زیاد از سادگی ام ضربه خوردم و متضرر شدم .... ولی هیچگاه نخواستم سادگی ام رو فدای زرنگ بازی و به قول امروزیها " گرگ بودن" کنم ...... بارها خودم می دانستم طرف مقابل می خواهد مرا فریب دهد و یا از سادگی من سوءاستفاده کند ولی تحمل می کردم .........
هر کسی یه چیزی درونش داره که به اون دلخوشه ...... دلخوشی من هم همین سادگیمه ....... قبلا هم به خدا گفتم ... که هیچ گاه این سادگی رو از من نگیره ......