ترم آخر دانشگاهمه .....
باید یک سال پیش تموم میکردم ولی یک ترم و غایب بودم و یک ترم هم مرخصی گرفتم .....
اوایل علاقه ای به دانشگاه نداشتم و خیلی سختم می اومد حتی برای امتحان دادن برم دانشگاه ..... تا اینجا هم که پیش اومدم فقط به خاطر تشویقها و پیگیریها و کمکهای بی دریغ خانومم بود .... که واقعا اگه ایشون نبود شاید الان یه وضع دیگه ای تو دانشگاه داشتم ......
مثل مدرسه زیاد دلم برای دانشگاه تنگ نمی شه .....چون کلاسهاش غیر حضوری بود و کلاسی نرفتم که با محیط دانشگاه و دانشجوهاش انس بگیرم ......
بار علمی دانشگاه خیلی پایینه و وقتی مدرکی می گیری احساس می کنی چیزی بلد نیستی ..... و واقعا هم اینجوریه ..... برای موفقیت و مفید بودن در شغل نباید به دروس خشک و بعضاً بی ربط دانشگاه دل بست ..... به همین خاطر تصمیم گرفتم بار علمی و اطلاعاتی خودم رو با مطالعه ی متنوع کتابها بیشتر کنم تا حرفی برای گفتن داشته باشم ....... از الان تو فکر اینم که کجا تو آموزش و پرورش می تونم مفید باشم ......
خودم بیشتر علاقه دارم در زمینه قرآنی و معارف و پرورشی فعالیت کنم ..... ولی اطلاعاتم در این زمینه ها کمه ..... خدا کمکم کنه بتونم تو این زمینه ها پیشرفت خوبی داشته باشم و برای دانش آموزان مفید و موثر باشم ......